به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آذرمغان، مقاله‌ای که اخیراً در نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» با عنوان «همکاری آذربایجان-اسرائیل به طرح صلح ترامپ کمک می‌کند» منتشر شده، فراتر از توصیف یک رابطه دوجانبه، زوایای قابل‌تأملی از نقش‌آفرینی یک محور منطقه‌ای در راستای اهداف کلان ژئوپلیتیک غرب، به‌ویژه آمریکا، را آشکار می‌سازد. با استناد به ادعاهای خود […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آذرمغان، مقاله‌ای که اخیراً در نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» با عنوان «همکاری آذربایجان-اسرائیل به طرح صلح ترامپ کمک می‌کند» منتشر شده، فراتر از توصیف یک رابطه دوجانبه، زوایای قابل‌تأملی از نقش‌آفرینی یک محور منطقه‌ای در راستای اهداف کلان ژئوپلیتیک غرب، به‌ویژه آمریکا، را آشکار می‌سازد. با استناد به ادعاهای خود مقاله، می‌توان ابعاد این همکاری را مورد تحلیل قرار داد.

عینیت بخشیدن به یک محور ضدایرانی:

مقاله به‌صراحت یکی از پایه‌های این همکاری را «مخالفت مشترک در برابر تهدید افراط‌گرایی ایران» معرفی می‌کند. این گزاره، ماهیت جهت‌دار و معطوف به مقابله با جمهوری اسلامی ایران را در کانون این اتحاد قرار می‌دهد. این همکاری، در چارچوب کلی‌تری تعریف می‌شود که در آن آمریکا نیازمند «شرکای قدرتمند و قابل اعتمادی است که بتوانند نقش تثبیت‌کننده ایفا کنند» و این محور «نمونه بارزی از چنین محور راهبردی» است.

کارکرد دوگانه:

امنیت‌سازی انرژی و نظامی‌سازی منطقه:مقاله تأکید دارد که «روابط انرژی آذربایجان-اسرائیل برای بازار جهانی انرژی حیاتی است» و حدود ۴۰٪ از واردات نفت اسرائیل از این مسیر تأمین می‌شود. از سوی دیگر، به «همکاری دفاعی بین آذربایجان و اسرائیل» به‌عنوان یک «مشارکت مبتکرانه و منطقی» اشاره می‌کند که هدف آن حفظ «برتری تکنولوژیک» در «دنیای پرخطر» است. این ترکیب، همکاری را به ابزاری برای کاهش وابستگی انرژی غرب به ایران و هم‌زمان، تقویت توان نظامی یک رژیم اشغالگر در منطقۀ حساس خاورمیانه تبدیل می‌کند.

ارائه یک الگوی بدیل سکولار در تقابل با گفتمان مقاومت:

مقاله با برجسته‌سازی اینکه آذربایجان «یک دولت سکولار، قابل پیش‌بینی و یک شریک تجاری قابل اعتماد» است و جامعه یهودی در آن «برای قرن‌ها زندگی کرده‌اند، و فراتر از آن شکوفا نیز شده‌اند»، در پی ترسیم یک الگوی عملیاتی از «دولت مدرن مسلمان» است. این الگو در تقابل گفتمانی با مدل سیاسی مبتنی بر استقلال و مقاومت در منطقه، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، قرار می‌گیرد. مقاله صراحتاً این همکاری را «نمونه‌ای از همکاری عمل‌گرایانه در میان تمایزات دینی و فرهنگی» می‌خواند.

فراخوان برای حذف موانع قانونی آمریکا به‌منظور تقویت محور:

نویسنده با اشاره به «بند ۹۰۷ قانون حمایت از آزادی» که کمک آمریکا به باکو را محدود کرده، آن را «نمادی از بسیاری موانع قانونی باقی‌مانده که نفوذ آمریکا را تضعیف می‌کند» می‌داند و خواهان رفع آن است. این درخواست، نشان‌دهنده اراده نویسنده و احتمالاً جریان فکری حامی آن برای حذف هرگونه مانع داخلی آمریکا به‌منظور تحکیم هرچه بیشتر این اتحاد راهبردی است.

به طور خلاصه:

هم‌گرایی در خدمت هژمونی:مقاله در جمع‌بندی نهایی خود، این اتحاد را «ستونی حیاتی برای رشد، رفاه و تاب‌آوری اقتصادی» می‌خواند و از آمریکا و اتحادیه اروپا می‌خواهد آن را بپذیرند. این بیان، هدف نهایی را شکل‌دادن به یک بلوک اقتصادی-امنیتی تحت رهبری غرب در قفقاز و خاورمیانه تعریف می‌کند که هسته مرکزی آن، همکاری بین یک رژیم اشغالگر و یک حکومت وابسته به منابع انرژی است. این محور، به‌وضوح در جهت تضعیف نقش و نفوذ بازیگران مستقل منطقه‌ای مانند جمهوری اسلامی ایران طراحی و تبلیغ می‌شود.

انتهای پیام/
منبع خبر: بازار