به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آذرمغان به نقل از فرهیختگان، از «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا تا مزدوران رسانهای با نام و بینام غرب، همه از یک اتاق، فرمان میگیرند و دستور کنونی، فضاسازی روانی درباره گشودن تنگه هرمز و یا حمله به خارک است. آمریکا تهدید کرده به تأسیسات نفتی خارک حمله خواهد کرد و […]
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آذرمغان به نقل از فرهیختگان، از «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا تا مزدوران رسانهای با نام و بینام غرب، همه از یک اتاق، فرمان میگیرند و دستور کنونی، فضاسازی روانی درباره گشودن تنگه هرمز و یا حمله به خارک است. آمریکا تهدید کرده به تأسیسات نفتی خارک حمله خواهد کرد و در رسانهها احتمال تصرف آن مطرح شده است.
برای آمریکاییها نوشتن سناریو آسان است، آسانتر از ساختن فیلمهای سینمایی عجیب توسط بالیوود هند، اما در واقعیت، اتفاقات در استودیوها و یا روی کاغذ رخ نمیدهند. در واقعیت باید با ایران جنگید، کشوری که آمریکا فکر میکرد با ترور رهبر انقلاب و مسئولانش در همان ساعات اول تسلیم میشود و یا حداکثر برای ۴ روز مقاومت میکند. آمریکا برای پنجرهای با بازه چند ساعت تا ۴ روز وارد نبرد شد و حالا بدون آنکه خبری از اتمام جنگ باشد، نبردها وارد هفدهمین روز شده است.
بازی با خارک و هرمز، بدون ترمز است
درباره ادعاهای آمریکا درخصوص سواحل و جزایر خلیجفارس موارد ذیل حائز اهمیت هستند.
۱- اقدام علیه جزیره خارک که صدها کیلومتر با تنگه هرمز فاصله دارد، از نظر نظامی نمیتواند بر این تنگه اثری بگذارد؛ پس زاویه مطرح در این باره سیاسی و اقتصادی بوده و گروکشی به حساب میآید.
۲- گروکشی ترامپ با خارک، نشان داد باز کردن تنگه هرمز از نظر نظامی برای آمریکا مقدور نیست. آمریکاییها قصد داشتند با این مسئله جنگ روانی درست کنند؛ اما معادلهای ساختند که توسط کارشناسان نظامی رسمی دولتهای معتبر موشکافی شده و ناتوانی واشنگتن از آن نتیجهگیری میشود.
۳- ترامپ برای مهار تبعات تنگه هرمز مجموعه اقداماتی انجام داده است. تمهیدات بیمهای، تلاش برای اسکورت نظامی با ناوگان آمریکا، اعلام معافیت فروش نفت روسیه که از این موارد، بخشی خود به خود رخ داده و تعدادی دیگر ناکام ماندند. تمهیدات بیمهای، خود به خود بر اساس مکانیسم طبیعی افزایش نرخ بیمه صورت میگرفت. تلاش برای اسکورت نظامی با ناوگان آمریکا شکست خورد و علیرغم ادعاهای اولیه مقامات این کشور، تکذیب شد. تنگه هرمز به دلیل وضعیت جغرافیایی در تیررس ایران است و حضور ناوها در آن به آسیب منجر میگردد. درخصوص معافیت نفت روسیه، این معافیت برای ۳۰ روز داده شده تا روسها بتوانند نفت روی آب خود را بفروشند، از این رو چنین قراردادی بلندمدت نیست. علیرغم این اقدامات، قیمت نفت بار دیگر از ۱۰۰ دلار عبور کرد. با بینتیجه ماندن سیاست چندگانه مهار آمریکا در نیل به هدف نهایی، واشنگتن دو سیاست دیگر را مطرح کرد؛ گروکشی با خارک و دوم، فراخواندن تمام قدرتهای جهانی به تنگه هرمز تا با قوای نظامی خود این تنگه را بگشایند.
آیا آمریکا امکان تحرک زمینی و یا ورود زمینی به منطقه را دارد؟
آمریکاییها درباره خارک به همراه عوامل مزدور سایبری خود ادعا میکنند که قصد ورود زمینی و تصرف آن را دارند. درخصوص تهدیدهای زمینی آمریکا، باید سناریوهای موجود را بررسی کرد که به مباحثی فراتر از خارک و خلیجفارس میپردازند. آنها در رسانهها چند مدل ورود زمینی به جنگ را نشان دادهاند.
۱- عملیات کماندویی
احتمال عملیات کماندوهای آمریکایی مطرح شده که شبیه به عملیات مصیاف و یا کاراکاس است. در عملیات مصیاف، صهیونیستها به تأسیسات موشکی زیرزمینی این منطقه در سوریه حمله کردند و در عملیات کاراکاس، آمریکاییها موفق به ربودن «نیکلاس مادورو»، رئیسجمهور ونزوئلا شدند. در چنین عملیاتی، جنگندهها برای باز کردن مسیر و مشغولسازی دشمن نقاط متعددی را بمباران کرده و کماندوها سوار بر بالگرد، به مقصد رسیده و عمل میکنند. اهداف چنین عملیات یا عملیاتهایی در طول جنگ با ایران، متعدد معرفی شدهاند؛ تلاش برای دسترسی به تأسیسات هستهای، آسیب به شهرهای موشکی، ربودن مقامات که تمام آنها جزو عملیات کماندویی موقت هستند و یا ورود کماندوها به بعضی جزایر برای تصرف آنها.
این عملیاتها به دلایل زیادی امکانپذیر نیستند. حمله به تأسیسات هستهای اصلی که قبلاً مورد حمله قرار گرفته و مسدود شدهاند، به زمان و تجهیزات زیادی برای تخلیه خاک و گشودن تونلها نیاز دارد؛ درحالیکه مشخص نیست آیا مواد غنی شده در آنها هستند یا خیر. درخصوص عملیات علیه شهرهای موشکی، این شهرها در تعدادی بالا در سراسر کشور پراکنده شدهاند و بسیاری کشف نشدهاند؛ چه اینکه بخش مهمی از قوای تهاجمی، در این شهرها حضور ندارند. عملیات علیه شهرهای موشکی مشخص شده آسان نیست، زیرا در درون و بیرون آنها یگانهای مسلح حضور دارند.
برای ربودن مقامات مهم، کار به همان دشواری است. با وجود ترورهای اولیه در نخستین روز جنگ، همانند جنگ ۱۲روزه، پس از مدتی ترورها به دلیل هوشیاری و تمهیدات شرایط جنگ، متوقف شدهاند؛ پس اگر امکان ترور اهداف ارزشمند وجود ندارد، تلاش برای ربودن آنها خیالی است.
از سوی دیگر عملیاتهای مصیاف و کاراکاس سه تفاوت دیگر با قضیه ایران دارند. در مصیاف، این منطقه فاصله چندانی با خاک فلسطین اشغالی نداشت و در کاراکاس، ناوگان آمریکا در نزدیکی این شهر مستقر شده بود. از سوی دیگر، در هنگام این دو عملیات، دو ارتش عملکننده، زیر آتش قرار نداشتند. همچنین امکان آتش ریختن روی سوریه و ونزوئلا به دلیل جغرافیای کوچکتر و ابعاد کم توانمندی آنها وجود داشت. در عملیات علیه ایران، فاصله تأسیسات مهم نظامی در اصفهان، نطنز و فردو و یا شهر تهران، با محل استقرار دشمن زیاد است. همچنین ایران در حال درهم کوبیدن هر پایگاهی است که میتواند در عملیات کماندویی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. در سومین زاویه، تأسیسات و شهرهای ایران در طول مسیر و مقصد بهشدت مسلح هستند.
۲- ورود زمینی گسترده
آمریکا ادعا کرده درحال حاضر ۵۰ هزار نظامی در منطقه دارد. این تعداد البته افراد رزمی از همه شاخههای نیروهای مسلح هستند که با دهها هزار فرد مسلح دیگر در قالب شرکتهای امنیتی حمایت میشوند. این تعداد برای یورش زمینی کافی نیستند. بسیاری از این نظامیان از قوای پدافندی، هوایی و دریایی بوده و همچنین تعدادی از آنها باید برای اقدامات پشتیبانی در پایگاهها باقی بمانند. پس آمریکا برای ورود زمینی به شکل گسترده، در مقطع کنونی به تعداد کافی نیرو دسترسی ندارد. مشکلات اما فراتر از تعداد نیروست. آیا اگر واشنگتن تصمیم به اعزام نیرو بگیرد، این مسئله امکانپذیر خواهد بود؟ آمریکا دستکم دو مشکل بزرگ در این زمینه دارد.
الف) اعزام نیرو
استقرار نیروی زمینی در منطقه در وهله اول نیازمند مسیر اعزام و دوم، نگهداشت آن برای ادامه پشتیبانی است. آمریکا باید صدها هزار نیرو را به همراه سازوبرگ نظامی به منطقه اعزام کند که باید از مسیرهای دریایی و هوایی به منطقه برسند. آمریکا دو مسیر دریایی دارد. اول، خلیجفارس برای استقرار در کشورهای حاشیه جنوبی آن و دوم، مدیترانه برای استقرار در فلسطین اشغالی. مسیر خلیجفارس در تیررس ایران قرار دارد زیرا ناوهای حامل باید از تنگه هرمز بگذرند. از سوی دیگر فلسطین اشغالی، هزار کیلومتر فاصله با ایران دارد و پیادهسازی نیرو در آن، به کار حمله به ایران نمیآید. همچنین در فلسطین اشغالی، صدها هزار نیروی نظامی حضور دارند و به دشواری بتوان صدها هزار آمریکایی را در پادگانهای آن جای داد. تجمع این تعداد نیرو در سرزمینی کوچک که زیر موشکباران از همه سو است، میتواند باعث افزایش تلفات گردد.
ب) قدرت ایران
قدرت ایران با کشورهایی که آمریکا به آنها حمله کرده، متفاوت است. آنها فاقد قدرت بیرون از مرزهای خود بودند. این قدرت شامل سلاحهای دوربرد و نفوذ منطقهای از طریق گروههای متحد میشود. در جنگ کره، ویتنام، افغانستان و عراق، آمریکا با این وضعیت روبهرو نبود.
ج) گروههای تروریستی
دشمن برای حملات زمینی، روی گروههای تروریستی حساب باز کرده است؛ اما در این مسیر مشکلات کم نیستند. برای آمریکا راحتتر است که به جای حضور مستقیم، از مزدوران بهره گیرد؛ اما این گروهها چند معضل دارند. برای حمله کلاسیک نظامی در تعداد بالا آمادگی و تجربه ندارند، محل ورود آنها آشکار است که از کدام جدارهای مرزی عملیات میکنند. در سوی دیگر نقاط استقرارشان زیر آتش قرار میگیرد.
۳- حملات تروریستی داخلی
در این روش، عناصر تروریستی و مسلح، در داخل کشور همانند ۱۸ و ۱۹ دی عمل میکنند که این سناریو نیز دچار مشکلاتی است. این عناصر پراکندهاند و در مقطع کنونی، فاقد پوشش اغتشاش در خیابانها هستند.
پاسخهای ایران
ایران و محور مقاومت در صورت ورود دشمن به فاز زمینی و تلاش برای تصرف فارغ از موفقیت دشمن، اهداف متقابلی دارند. اگر آمریکا به سمت عملیات زمینی حرکت کند، محور مقاومت ضمن یورش زمینی به پایگاههای آن، زمینهای وسیع و ارزشمندی را از دست دشمن خارج میکند. همچنین این اقدام، باعث خواهد شد تا تمهیدات پس از آتشبس ایران در منطقه تشدید شود. تهران هشدار داده که پس از جنگ نیز در صورت تقویت پایگاههای واشنگتن واکنش نشان میدهد.
انتهای پیام/
منبع خبر: بازار





